سيد محمد كمره اى
41
روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى )
ميدان توپخانه رفتم ، مدير جريده ايران را به جهت معتمد الدوله ببينم ، نبود . به دفتر پستخانه رفتم براى بيست تومان مسروقه . آقا حسين كمرهاى رئيس آنجا ناخوش بود . چاپارخانه قم رفتم ، آقا سيد نصر الله خان را ملاقات و مذاكره تشكيلات ؛ معلوم شد همعقيده است . مراجعت نموده باز مدير جريده ايران نبود . به منزل امير حشمت مىرفتم آقاى ملك را ملاقات و تا خانه جليل الملك كه آنجا مهمان بود همراه [ بوديم ] بعد به خانه امير حشمت رفته صحبت اوضاع كمره و گرفتارى سردار حشمت « 1 » در چنگال عدليه و تشكيلات خودمان شده ، ناهار خورديم ، عصرى بيرون آمده ، سرچشمه ، عميد السلطنه سوار درشكه رسيد ، باهم سوار و در راه از تحكيم كابينه وثوق الدوله و تشكيلات مخالفين و عدم تشكيل ما صحبت [ شد ] . درب بازار پائين آمده كوچه غريبان رفتم . آقايان افجهاى و پرويز معلوم شد نيامده بودند ، مراجعت [ كردم ] . آقا ميرزا على آقا و مرتضى خان حكيم و ميرزا اسد الله گيوه فروش و آقا مشهدى حيدر تير فروش را متفرقه ديده ، حاضر براى انتخابات كه خبر به آنها بدهم شده بودند . بعد سروقت تلمبه . بعد خيابان . آقا سيد كاظم يزدى رسيد به زور دعوت ناهار فردا را نمود . بعد به اداره ايران رفته ، مدير را ديده قرار درج لوائح و مطلب معتمد الدوله شد كه وجه او را گرفته و درج نمايد . بعد آمده آقاى ملك الشعرا و آقا شيخ محمد على طهرانى و آقاى آموزگار را ديده اصرار نمودند كه در انتخابات با تشكيليون شريك شويم . چون به نظر عناصر هرجومرج بودند ابا نموده ، آنها دست نكشيدند . من به اصرار فرار و به خانه آقا ميرزا ابراهيم خان كوچه غريبان رفته از نيمشب تا ساعت سه ربع با آقاى افجهاى و آقا شيخ عبد العلى و پرويز و جمعى ديگر بوده ترتيب اداره نمودن پنج كميسيون انتخابيه شهر را نموديم . بعد خانه آمده شيربرنج بسيار خوبى شام خورده خوابيدم . پيشنهاد اتحاد جمعه 26 رجب . - صبح آقا محمد تقى دلال منزل آمده و رفت . قريب به ظهر حركت كرده رفتم منزل آقاى آقا سيد كاظم يزدى برحسب وعده . به نان و
--> ( 1 ) . نصرت الله ميرزا معروف به سردار حشمت برادر امير حشمت ، پسر عبد الله ميرزا حشمت الدوله . وى تا قبل از كودتاى 1299 فرمانده فوج كمره بود .